ترجمه "dispel" به فارسی
تاراندن, پراکندن, برطرف کردن بهترین ترجمه های "dispel" به فارسی هستند.
dispel
verb
noun
دستور زبان
To drive away by scattering, or so to cause to vanish; to clear away; to banish; to dissipate. [..]
-
تاراندن
-
پراکندن
verb -
برطرف کردن
verbThe fresh flow of venom did nothing to dispel that sensation.
جریان تازهی زهر هیچ کمکی به برطرف کردن آن حالت نمیکرد.
-
ترجمه های کمتر
- زایل کردن
- متفرق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dispel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن