ترجمه "dispositional" به فارسی
درونی ترجمه "dispositional" به فارسی است.
dispositional
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or arising from disposition (in any sense) [..]
-
درونی
Instead of simply praying that the congregation be preserved, he prayed for the preservation of its “spirit,” or mental disposition.
به جای این که پولُس برای محفوظ بودن جماعت دعا کند، برای محفوظ بودن «روح» یا وضعیت درونی آن دعا میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dispositional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dispositional" با ترجمه به فارسی
-
تخصیص وجوه
-
آرایش · آزاد کاری · آمادگی · اختیار · استعداد · استقرار · ترتیب · تمایل · حالت · حل و فصل · خو · خواست · رزم آرایی · رسیدگی · سرشت · طبع · طرز قرار گیری · قلق · مشرب · منش · میل · نظم · نگرش · وضع · گرایش
-
تخصیص سود ناویژه
-
آرایش · آزاد کاری · آمادگی · اختیار · استعداد · استقرار · ترتیب · تمایل · حالت · حل و فصل · خو · خواست · رزم آرایی · رسیدگی · سرشت · طبع · طرز قرار گیری · قلق · مشرب · منش · میل · نظم · نگرش · وضع · گرایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن