ترجمه "dispositional" به فارسی
درونی ترجمه "dispositional" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He felt that "the well-known example of the Jews, with their strong disposition towards nervous and mental disorders, teaches us that their extraordinarily advanced domestication may eventually imprint clear marks on the race". ↔ او بر این باور یود که «مثال شناختهشدهٔ یهودیان با تمایل بالایشان برای بیماریهای عصبی و روانی به ما میآموزد که اهلی شدن پیشرفته و عالی آنها ممکن است در نهایت اثرات مشخصی بر نژاد انسانی بگذارد.»
Of, pertaining to, or arising from disposition (in any sense) [..]
-
درونی
Instead of simply praying that the congregation be preserved, he prayed for the preservation of its “spirit,” or mental disposition.
به جای این که پولُس برای محفوظ بودن جماعت دعا کند، برای محفوظ بودن «روح» یا وضعیت درونی آن دعا میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dispositional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dispositional" با ترجمه به فارسی
-
تخصیص وجوه
-
آرایش · آزاد کاری · آمادگی · اختیار · استعداد · استقرار · ترتیب · تمایل · حالت · حل و فصل · خو · خواست · رزم آرایی · رسیدگی · سرشت · طبع · طرز قرار گیری · قلق · مشرب · منش · میل · نظم · نگرش · وضع · گرایش
-
تخصیص سود ناویژه
-
آرایش · آزاد کاری · آمادگی · اختیار · استعداد · استقرار · ترتیب · تمایل · حالت · حل و فصل · خو · خواست · رزم آرایی · رسیدگی · سرشت · طبع · طرز قرار گیری · قلق · مشرب · منش · میل · نظم · نگرش · وضع · گرایش