ترجمه "dissentient" به فارسی
دگراندیش, ناموافق, مخالف بهترین ترجمه های "dissentient" به فارسی هستند.
dissentient
adjective
noun
دستور زبان
a dissenter [..]
-
دگراندیش
-
ناموافق
adjective -
مخالف
adjectiveThere were only four dissentients, the three dogs and the cat, who was afterwards discovered to have voted on both sides.
سه سگ و یک گربه رأی مخالف داده بودند که بعدها معلوم شد رأی گربه هم موافق بوده هم مخالف.
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به dissenter
- مخالف با نظر اکثریت (به ویژه در امور مذهبی یا حقوقی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dissentient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dissentient" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) جدلی · اهل جنگ و دعوا · ستیزجو · نفاق افکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن