ترجمه "dissentious" به فارسی
ستیزجو, (نادر) جدلی, اهل جنگ و دعوا بهترین ترجمه های "dissentious" به فارسی هستند.
dissentious
adjective
دستور زبان
Marked by dissensions; contentious [..]
-
ستیزجو
-
(نادر) جدلی
-
اهل جنگ و دعوا
-
نفاق افکن
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dissentious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dissentious" با ترجمه به فارسی
-
دگراندیش · رجوع شود به dissenter · مخالف · مخالف با نظر اکثریت (به ویژه در امور مذهبی یا حقوقی) · ناموافق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن