ترجمه "disservice" به فارسی
زیان, لطمه, بدخدمتی بهترین ترجمه های "disservice" به فارسی هستند.
disservice
noun
دستور زبان
An ill turn or injury. [..]
-
زیان
nounShe was afraid she had done her nothing but disservice.
اِما متأسف بود که کاری برای هریت نکرده جز ضرر و زیان...
-
لطمه
Your lack of cooperation may do your country a grave disservice.
همکاری نکردن شما باعث لطمه بزرگی به کشور می شه.
-
بدخدمتی
-
ترجمه های کمتر
- ازار
- آسیب
- کار زیان بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disservice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disservice" با ترجمه به فارسی
-
زیان اور · مضر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن