ترجمه "dissidence" به فارسی

دگراندیشی, مخالفت, مخالف بهترین ترجمه های "dissidence" به فارسی هستند.

dissidence noun دستور زبان

The state of being dissident; dissent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دگراندیشی

  • مخالفت

    noun
  • مخالف

    noun

    You exposed her as a dissident.

    به عنوان یه مخالف لوش داده بودی.

  • ترجمه های کمتر

    • اختلاف رای
    • اختلاف عقیده
    • خلاف اندیشی
    • عدم توافق (عقیدتی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissidence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dissidence" با ترجمه به فارسی

  • (کسی که با اکثریت اختلاف عقیده دارد) دگراندیش · خلاف اندیش · مخالف · معاند · معترض · ناجور · ناموافق · ناهم ساز
اضافه کردن

ترجمه های "dissidence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه