ترجمه "dissociate" به فارسی

جداکردن, واپاشیدن, (از هم) جدا کردن یا شدن بهترین ترجمه های "dissociate" به فارسی هستند.

dissociate verb دستور زبان

(transitive) To make unrelated; to sever a connection; to separate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جداکردن

    verb
  • واپاشیدن

  • (از هم) جدا کردن یا شدن

  • ترجمه های کمتر

    • (روان شناسی) گسسته شدن
    • (شیمی) شکند یافتن
    • ترک آمد و شد کردن با
    • ترک مراوده کردن با
    • تفکیک کردن
    • نفاق انداختن
    • گسستگی پیدا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissociate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dissociate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dissociate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه