ترجمه "distaff" به فارسی
دشکی, زن, مادینه بهترین ترجمه های "distaff" به فارسی هستند.
distaff
adjective
noun
دستور زبان
referring to the maternal side of a family [..]
-
دشکی
stick or staff for holding fibre to be spun [..]
-
زن
noun -
مادینه
-
ترجمه های کمتر
- مادرانه
- مونث
- مادری
- (قدیمی) زن
- امور نسوان
- زنان
- فرموک (چوبی که پنبه یا پشم را دور آن پیچیده و توسط دوک از آن ریسمان می گیرند)
- نفوذ زنان
- کارهای زنانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distaff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن