ترجمه "distal" به فارسی

دوربرد, دورین, (کالبدشناسی) دور (در مقابل : proximal) بهترین ترجمه های "distal" به فارسی هستند.

distal adjective دستور زبان

(anatomy, geology) Remote from the point of attachment or origin; as, the distal end of a bone or muscle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوربرد

  • دورین

  • (کالبدشناسی) دور (در مقابل : proximal)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "distal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "distal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه