ترجمه "distend" به فارسی
باد کردن, بادکردن, ورقلمبیدن بهترین ترجمه های "distend" به فارسی هستند.
distend
verb
دستور زبان
(intransitive) To extend or expand, as from internal pressure; to swell [..]
-
باد کردن
hey, look my stomach distended. how great is that
هي ، ببين شکمم باد کرده چه حس خوبي دارم
-
بادکردن
verb -
ورقلمبیدن
-
ترجمه های کمتر
- (به خاطر فشار از داخل) بیرون زدن
- آماس کردن
- دمیده کردن یا شدن
- ورم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن