ترجمه "distich" به فارسی

بیت, دو, دوبیتی بهترین ترجمه های "distich" به فارسی هستند.

distich adjective noun دستور زبان

(prosody) A couplet, a two line stanza making complete sense. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیت

    noun

    The ventriloquist's voice repeated his distich:

    صدایی که از شکم بیرون میآمد این بیت را تقطیع کرد:

  • دو

    noun
  • دوبیتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زوجی
    • زوج
    • جفت
    • دوتا
    • (شعر) بیت
    • دو خط (شعر)
    • دو سطری
    • دو نفری
    • شماره دو
    • چند قلو
    • یک بیت شعر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distich " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "distich" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) دو رجه ای · دو رجی · دو ردیفی
اضافه کردن

ترجمه های "distich" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه