ترجمه "distil" به فارسی

گرفتن, تقطیرشدن, تقطیرکردن بهترین ترجمه های "distil" به فارسی هستند.

distil Verb verb دستور زبان

(transitive) Subject a substance to distillation; . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفتن

    verb

    she is no doubt occupied in distilling balm for the hospitals

    قطعا اکنون مشغول گرفتن عرق بادرنجوبه است از برای مریضخانهٰها و

  • تقطیرشدن

  • تقطیرکردن

  • ترجمه های کمتر

    • چکیدن
    • شیره گرفتن
    • عرق گرفتن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "distil" با ترجمه به فارسی

  • تقطیر
  • تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب
  • نوشیدنیهای تقطیری
  • تقطیر شده · مقطرر · چکانیده
  • (شخص یا دستگاه) تقطیر کننده · (شخص یا موسسه) سازنده ی مشروبات الکلی · تقطیرکننده · دستگاه تقطیر · مشروب ساز · چکانشگر
  • آراك · برانديها · جين · رمها · كنياك · كوگناك · مشروبات الکلی قوی · مشروبات تقطيري · ودكا · ويسكيها
  • تقطیر جزء به جزء
  • (با: out یا off) گرفتن از (با تقطیر) · تقطیر کردن · تقطیر کردن یا شدن · تلخیص کردن · زدودن · عصاره ی چیزی را گرفتن · لب مطلب را گفتن · چکانیدن · چکیدن · ژاویدن
اضافه کردن

ترجمه های "distil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه