ترجمه "distillation" به فارسی
تقطیر, تقطير, تقطيرکردن بهترین ترجمه های "distillation" به فارسی هستند.
distillation
noun
دستور زبان
The act of falling in drops, or the act of pouring out in drops. [..]
-
تقطیر
nounseparation of a substance [..]
Over here, the sulfuric acid distills and distills it.
اینجا هم ، اسید سولفریک تقطیر و تقطیرش می کنه
-
تقطير
Here's a design for distilling water using sunlight.
اين طرحي براي تقطير آب با استفاده از نور خورشيد است.
-
تقطيرکردن
-
ترجمه های کمتر
- عرق
- چکانش
- رجوع شود به distillate
- عرق کشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distillation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "distillation"
عباراتی شبیه به "distillation" با ترجمه به فارسی
-
تقطیر
-
تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب
-
نوشیدنیهای تقطیری
-
تقطیر شده · مقطرر · چکانیده
-
(شخص یا دستگاه) تقطیر کننده · (شخص یا موسسه) سازنده ی مشروبات الکلی · تقطیرکننده · دستگاه تقطیر · مشروب ساز · چکانشگر
-
آراك · برانديها · جين · رمها · كنياك · كوگناك · مشروبات الکلی قوی · مشروبات تقطيري · ودكا · ويسكيها
-
تقطیر جزء به جزء
-
(با: out یا off) گرفتن از (با تقطیر) · تقطیر کردن · تقطیر کردن یا شدن · تلخیص کردن · زدودن · عصاره ی چیزی را گرفتن · لب مطلب را گفتن · چکانیدن · چکیدن · ژاویدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن