ترجمه "disuse" به فارسی

عدم استعمال, متروکه, دیگر استفاده نکردن بهترین ترجمه های "disuse" به فارسی هستند.

disuse verb noun دستور زبان

The state of not being used; neglect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عدم استعمال

    noun
  • متروکه

    noun

    ''We're looking for a disused sweet factory.'

    ما دنبال يه کارخانه ي متروکه ي شکلات ميگرديم.

  • دیگر استفاده نکردن

  • ترجمه های کمتر

    • دیگر به کار نبردن
    • عاطل گذاری
    • عدم استفاده
    • کنار گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disuse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disuse" با ترجمه به فارسی

  • غير مستعمل · متروکه · منسوخ · مهجور · کهنه
اضافه کردن

ترجمه های "disuse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه