ترجمه "divagation" به فارسی
پرانتز, سرگردانی, پرتی بهترین ترجمه های "divagation" به فارسی هستند.
divagation
noun
دستور زبان
straying off from a course or way [..]
-
پرانتز
noun -
سرگردانی
-
پرتی
-
ترجمه های کمتر
- انحراف
- تفریح
- بحث جزئی
- مقاله ضمیمه
- پرت گویی
- پریشان گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " divagation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "divagation" با ترجمه به فارسی
-
(از موضوع) منحرف شدن · از این شاخ به آن شاخ پریدن · اواره بودن · اواره کردن · این سو و آن سو رفتن · حاشیه رفتن · سرگردان شدن · منحرف شدن · ولگردی کردن · پرت شدن · پرسه زدن · پریشان گفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن