ترجمه "divan" به فارسی
دیوان, نیمکت, کاناپه بهترین ترجمه های "divan" به فارسی هستند.
divan
noun
دستور زبان
A couch- or sofa-like piece of furniture made of a mattress lying against the wall and either on the floor or an elevated structure. [..]
-
دیوان
nouncollection of poems [..]
-
نیمکت
nounsofa
and made him sit on the divan by his side.
و او را کنار خود روی نیمکت نشاند.
-
کاناپه
She motioned to a large divan between them.
به کاناپه بزرگی که در میانشان قرار گرفته بود اشاره کرد و ادامه داد:
-
ترجمه های کمتر
- دوظرفیتی
- بارگاه
- (از ریشه ی فارسی)
- (در امپراطوری عثمانی - شورای عالی دولتی و یا اتاقی که شورای عالی در آن تشکیل می شد) دیوان
- اتاق پذیرایی (در ادارات دولتی)
- اتاق چای خوری
- قهوه خانه
- نیمکت (معمولا بدون دسته و پشتی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " divan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "divan" با ترجمه به فارسی
-
تاس کباب سینه ی مرغ و مارچوبه و گل کلم و سس پنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن