ترجمه "diver" به فارسی
غواص, شیرجهرو, پسربچه بهترین ترجمه های "diver" به فارسی هستند.
diver
noun
دستور زبان
someone who dives, especially as a sport [..]
-
غواص
The diver came up and then went down again.
یک غواص بالا آمد و دوباره به پایین برگشت.
-
شیرجهرو
sportsperson taking part in diving competitions
-
پسربچه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس - خودمانی) جیب بر
- (پرنده ی) شیرجه زن
- آب باز
- آب باز - аббаз
- شیرجه رونده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "diver"
عباراتی شبیه به "diver" با ترجمه به فارسی
-
صیاد · مروارید
-
غواص شیرجهزن
-
بوتيمار
-
غواصان (پرندگان)
-
(قدیمی) رجوع شود به diverse · غواصان · فراوان · متعدد · مرغهای غواص · چندین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن