ترجمه "divergent" به فارسی

واگرا, متفاوت, متباین بهترین ترجمه های "divergent" به فارسی هستند.

divergent adjective دستور زبان

Growing further apart; diverging. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگرا

    adjective

    Moving in different directions.

  • متفاوت

    How long have we been divergent from each other?

    چهقدر طول کشیده که از هم متفاوت بشیم؟

  • متباین

    Their divergent characters were mirrored in the intricate plan.

    خصوصیات متباین آنها از نقشه برنج و پیچیدهشان منعکسمیشد.

  • ترجمه های کمتر

    • ناجور
    • انشعابی
    • جداشونده
    • دگرسان
    • ناهمگن
    • ناهمگون
    • دگرگون
    • (به ویژه ریاضی) متباعد
    • (موجب پراکنش نور) واگرا
    • انشعابگر (در مقابل : convergent)
    • متباعد – وا گرا – انشعاب پذیر – مختلف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " divergent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "divergent" با ترجمه به فارسی

  • واگرا
  • (از نظر نوع یا شکل به تدریج) دگرگون شدن · (از هم) جدا شدن · (از یک نقطه در جهت های مختلف) پخش شدن · (به تدریج) متفاوت شدن · اختلاف پیدا کردن · اختلاف پیداکردن · تغییر کردن · دگرسان شدن · مختلف شدن · منحرف کردن · منشعب شدن · واگرا کردن یا شدن · واگراییدن (در مقابل هم گراییدن : converge) · گوناگون شدن
  • قضیه دیورژانس
  • تباین، انشعاب
  • مرز واگرا
  • فرگشت واگرا
  • سری واگرا
  • اختلافات ژنتيكي · فاصله ژنتیکی · واگرايي ژنتيكي
اضافه کردن

ترجمه های "divergent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه