ترجمه "diverse" به فارسی

گوناگون, مختلف, متنوع بهترین ترجمه های "diverse" به فارسی هستند.

diverse adjective adverb دستور زبان

consisting of many different elements; various [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوناگون

    adjective

    Yeah, she's probably gonna take him to that stupid diversity dance.

    آره ، احتمالاً اون رو به رقص هاي گوناگون احمقانه ميبره.

  • مختلف

    adjective

    But the legitimacy of the campaign is based on their diverse points of view.

    اما حقانیت مبارزه بر اساس نظرات مختلف است.

  • متنوع

    Or was it because they brought a more diverse perspective?

    یا دلیلش اینه که اونها بینایی متنوع تری دارند؟

  • ترجمه های کمتر

    • متفاوت
    • دگرسان
    • غیرمشابه
    • ناهمگون
    • جور واجور
    • ناهم سان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diverse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "diverse" با ترجمه به فارسی

  • زیستگوناگونی · گوناگوني بومسازگان · گوناگوني زيستي · گوناگوني گونه
  • ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژنتيكي در گونه(ها) · گوناگوني ژني · گوناگونی ژنتیکی
  • باشکال مختلف · بطورگوناگون · چند جور
  • (به ویژه ارتش) منحرف سازی توجه · اغفال دشمن · انحراف · تغییر جهت · تغییر مسیر · تفریح · خلق مجدد · دگرسویی · سرگرمی · واراهگی · واراهی · واسویی · وانمود · وسیله ی تفریح و تنوع · پریشان گویی
  • اختلاف · تفاوت · تنوع · جوراجوری · دگرسانی · عدم تشابه · ناجوری · ناسانی · ناهمجوری · چندسانی · گوناگونی
  • تنوع نیروی کار
  • گوناگونی
  • تنوع ژنتیکی
اضافه کردن

ترجمه های "diverse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه