ترجمه "diversity" به فارسی
تفاوت, تنوع, گوناگونی بهترین ترجمه های "diversity" به فارسی هستند.
The quality of being diverse or different; difference or unlikeness. [..]
-
تفاوت
nounIt was odd to see how diversely they rode.
طرز شترسواری آنها به طور جالبی با هم تفاوت داشت.
-
تنوع
The presence of a wide range of variation in the qualities or attributes that are being observed.
We used a measure of ecological diversity to get this.
برای دستیابی به آن، مقیاس تنوع اکولوژیکی را بکار بردیم.
-
گوناگونی
The presence of a wide range of variation in the qualities or attributes that are being observed.
So, let me show you a picture of one form of diversity.
بگذارید، تصویری از یکی از فرم های گوناگونی را برایتان نمایش دهم.
-
ترجمه های کمتر
- اختلاف
- چندسانی
- جوراجوری
- دگرسانی
- ناسانی
- ناهمجوری
- ناجوری
- عدم تشابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diversity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
گوناگونی
So, let me show you a picture of one form of diversity.
بگذارید، تصویری از یکی از فرم های گوناگونی را برایتان نمایش دهم.
عباراتی شبیه به "diversity" با ترجمه به فارسی
-
زیستگوناگونی · گوناگوني بومسازگان · گوناگوني زيستي · گوناگوني گونه
-
ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژنتيكي در گونه(ها) · گوناگوني ژني · گوناگونی ژنتیکی
-
باشکال مختلف · بطورگوناگون · چند جور
-
جور واجور · دگرسان · غیرمشابه · متفاوت · متنوع · مختلف · ناهم سان · ناهمگون · گوناگون
-
(به ویژه ارتش) منحرف سازی توجه · اغفال دشمن · انحراف · تغییر جهت · تغییر مسیر · تفریح · خلق مجدد · دگرسویی · سرگرمی · واراهگی · واراهی · واسویی · وانمود · وسیله ی تفریح و تنوع · پریشان گویی
-
تنوع نیروی کار
-
تنوع ژنتیکی
-
کنارگذاری زمین · کنارگذاشتن زمین