ترجمه "diversified" به فارسی
جور واجور, متنوع, چندگونه بهترین ترجمه های "diversified" به فارسی هستند.
diversified
adjective
verb
دستور زبان
Past participle of diversify [..]
-
جور واجور
-
متنوع
and it has even helped modern-day plant species to diversify.
و حتى به گونههاى از گياهان مدرن امروزى براى متنوع سازى كمك كرده است.
-
چندگونه
-
گوناگون
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diversified " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diversified" با ترجمه به فارسی
-
شرکتهای با فعالیت متنوع
-
(سرمایه گذاری یا مطالبات و غیره) میان چندین شرکت (یا فعالیت و غیره) پخش کردن · (صنعت و بازرگانی) بر دامنه ی فعالیت (یا نوع کالا و غیره) افزودن · تنوع بخشیدن به · جور واجور کردن · متنوع کردن · پهن کردن · چندسان کردن · چندگونه کردن · گوناگون ساختن · گوناگون کردن
-
(سرمایه گذاری یا مطالبات و غیره) میان چندین شرکت (یا فعالیت و غیره) پخش کردن · (صنعت و بازرگانی) بر دامنه ی فعالیت (یا نوع کالا و غیره) افزودن · تنوع بخشیدن به · جور واجور کردن · متنوع کردن · پهن کردن · چندسان کردن · چندگونه کردن · گوناگون ساختن · گوناگون کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن