ترجمه "divination" به فارسی
غیب گویی, پیشگویی, طالعبینی بهترین ترجمه های "divination" به فارسی هستند.
(uncountable) The act of divining; a foreseeing or foretelling of future events. [..]
-
غیب گویی
nounDon Quixote was not very well satisfied with the divinations of the ape
دن کیشوت از این غیب گویی میمون راضی و خرسند نبود
-
پیشگویی
My dears,we have almost finished our work on planetary divination.
عزیزان من، ما تقریباً درس پیشگویی از روی حرکت سیارات رو تم وم کردیم.
-
طالعبینی
attempt to gain insight into a question or situation by way of an occultic, standardized process or ritual
Greek mythology had gained wide acceptance, and divination was common.
اساطیر یونانی در روم به صورت گستردهای پذیرفته شده بود و غیبگویی و طالعبینی امری عادی بود.
-
ترجمه های کمتر
- پیغمبری
- رسالت
- نبوت
- ابلاغ
- آینده بینی (با سحر و جادو)
- حدس درست
- فال بینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " divination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "divination" با ترجمه به فارسی
-
افشا
-
(کلیسای ارتودوکس شرقی) مراسم عشای ربانی
-
غیب گو · فالگیر
-
کتاب کمدی الهی اثر دانته الیگیری · کمدی الهی
-
طالع بینی
-
چوب آب یابی (چوب دستی دوشاخ که با آن محل آب های زیرزمینی را برای حفر چاه معلوم می کردند)
-
حق الهی پادشاهان (اعتقاد قدیم مبنی بر این که حکومت و اختیارات شاه توسط خداوند تفویض می شود · نه مردم)
-
خدا