ترجمه "divider" به فارسی

تیغه, پاراوان, دیواره بهترین ترجمه های "divider" به فارسی هستند.

divider noun دستور زبان

An object that separates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیغه

  • پاراوان

  • دیواره

  • ترجمه های کمتر

    • (compasses هم می گویند)
    • (جمع) پرگار اندازه گیر
    • (دیواره یا جاکتابی یا پرده ای که اتاق را به چند قسمت می کند) جداساز
    • (شخص یا چیز) بخش گر
    • تقسیم کننده
    • پرگار تقسیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " divider " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "divider"

عباراتی شبیه به "divider" با ترجمه به فارسی

  • (برگ گیاه) چند بخشی · (جاده ای که در وسط آن چمن یا نرده و غیره است) جاده ی میاندار · بخش شده · تقسیم شده · جدا (شده) · دارای اختلاف عقیده · مجزا · مقسوم · ناهماندیش
  • قوای تقسیم شده
  • تقسیم شده
  • خط آبریز بزرگ (به ویژه آبریز اقلیمی آمریکا: Continental Divide) · مرز پراهمیت · هر خط فاصل یا آب پخشان عمده
  • رشتهکوه جداکننده · سلسله کوه هایی در امتداد ساحل شرقی استرالیا
  • سرحد
  • قابل تقسیم · قسمت پذیر
  • شکاف دیجیتالی
اضافه کردن

ترجمه های "divider" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه