ترجمه "dividable" به فارسی
قابل تقسیم, قسمت پذیر بهترین ترجمه های "dividable" به فارسی هستند.
dividable
adjective
دستور زبان
That may be divided into fractions; divisible [..]
-
قابل تقسیم
-
قسمت پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dividable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dividable" با ترجمه به فارسی
-
(compasses هم می گویند) · (جمع) پرگار اندازه گیر · (دیواره یا جاکتابی یا پرده ای که اتاق را به چند قسمت می کند) جداساز · (شخص یا چیز) بخش گر · تقسیم کننده · تیغه · دیواره · پاراوان · پرگار تقسیم
-
(برگ گیاه) چند بخشی · (جاده ای که در وسط آن چمن یا نرده و غیره است) جاده ی میاندار · بخش شده · تقسیم شده · جدا (شده) · دارای اختلاف عقیده · مجزا · مقسوم · ناهماندیش
-
قوای تقسیم شده
-
تقسیم شده
-
خط آبریز بزرگ (به ویژه آبریز اقلیمی آمریکا: Continental Divide) · مرز پراهمیت · هر خط فاصل یا آب پخشان عمده
-
رشتهکوه جداکننده · سلسله کوه هایی در امتداد ساحل شرقی استرالیا
-
سرحد
-
شکاف دیجیتالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن