ترجمه "docile" به فارسی
مطیع, رام, حلیم بهترین ترجمه های "docile" به فارسی هستند.
docile
adjective
دستور زبان
Yielding to control or supervision, direction, or management. [..]
-
مطیع
Emma, in fact, was showing herself more docile
در واقع اما از آن به بعد خود را بیشتر مطیع و آرام نشان میداد.
-
رام
she sat at the piano, looking wise and modest; she was an angel of docility.
با حالتی سنجیده و فروتن مقابل پیانو نشست؛ و هنگام درس مانند فرشته رام بود.
-
حلیم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (نادر) زودآموز
- تعلیم بردار
- حرف شنو
- سر براه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " docile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "docile" با ترجمه به فارسی
-
تعلیم پذیری · سربراهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن