ترجمه "dock" به فارسی
لنگرگاه, اسکله, بارانداز بهترین ترجمه های "dock" به فارسی هستند.
Any of the genus Rumex of coarse weedy plants with small green flowers related to buckwheat, especially the common dock, and used as potherbs and in folk medicine, especially in curing nettle rash. [..]
-
لنگرگاه
nounThere's a small dock a half mile due south across the water.
يه لنگرگاه کوچيک اونطرف آب نزديک به نيم مايل به سمت جنوب وجود داره.
-
اسکله
From the forepeak Semmler looked down in the half light cast by the dock lamps.
سم لر از لا ای دماغهءکشتی در نور ضعیفی که از چراغهای اسکله میتراوید، بپائین نگریست.
-
بارانداز
nounI made it out of the house and I went down to the dock.
من از خونه زدم بيرون و. رفتم بارانداز
-
ترجمه های کمتر
- بندرگاه
- حوض
- جتی
- ستردن
- (از حقوق و غیره) کسر کردن
- (انتهای چیزی را) بریدن
- (ترن و کامیون) سکوی بارگیری
- (در دادگاه) محل قرارگیری متهم
- (در فرودگاه) تعمیرگاه هواپیما
- (فضانوردی) چند سفینه را به هم وصل کردن (در فضا)
- (محل حفاری شده و دارای دروازه های آهنین برای نگهداری یا تخلیه ی آب که کشتی را در آن تعمیر یا بارگیری می کنند) بارانداز
- (کشتی را) به لنگرگاه راندن یا آوردن
- (گیاه شناسی) ریواس
- آبراه کوتاه (برای لنگراندازی کشتی ها)
- تاوان گرفتن
- ترشک (جنس Rumex از خانواده ی buckwheat)
- تعمیرگاه کشتی
- جریمه کردن
- حذف کردن
- حوضچه خشک
- حوضچه ی بازسازی
- دم (دم جانور بدون پشم یا موی آن)
- دم بریدن
- دم بریده
- دم کل
- دم کل کردن
- لنگر انداختن
- پهلو گرفتن
- کارگاه کشتی سازی
- کوتاه کردن
- کوته دم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(US, rare, dated) A male given name or nickname. [..]
"Dock" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dock در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dock"
عباراتی شبیه به "dock" با ترجمه به فارسی
-
اتصال و پهلوگیری فضاپیما
-
کسر حقوق
-
تعمیر شده - فعل گذشته تعمیر
-
ناوبندر
-
(کشتی رانی) حوض خشک · حوض شناور
-
(کشتی سازی و تعمیر کشتی) حوضچه ی شناور · حوض شناور · حوضچه ی شناور
-
تعمیر کردن
-
نوار ابزار جاسازی شده