ترجمه "docking" به فارسی

تعمیر کردن ترجمه "docking" به فارسی است.

docking verb noun دستور زبان

Present participle of dock. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعمیر کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " docking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "docking" با ترجمه به فارسی

  • اتصال و پهلوگیری فضاپیما
  • (از حقوق و غیره) کسر کردن · (انتهای چیزی را) بریدن · (ترن و کامیون) سکوی بارگیری · (در دادگاه) محل قرارگیری متهم · (در فرودگاه) تعمیرگاه هواپیما · (فضانوردی) چند سفینه را به هم وصل کردن (در فضا) · (محل حفاری شده و دارای دروازه های آهنین برای نگهداری یا تخلیه ی آب که کشتی را در آن تعمیر یا بارگیری می کنند) بارانداز · (کشتی را) به لنگرگاه راندن یا آوردن · (گیاه شناسی) ریواس · آبراه کوتاه (برای لنگراندازی کشتی ها) · اسکله · بارانداز · بندرگاه · تاوان گرفتن · ترشک (جنس Rumex از خانواده ی buckwheat) · تعمیرگاه کشتی · جتی · جریمه کردن · حذف کردن · حوض · حوضچه خشک · حوضچه ی بازسازی · دم (دم جانور بدون پشم یا موی آن) · دم بریدن · دم بریده · دم کل · دم کل کردن · ستردن · لنگر انداختن · لنگرگاه · پهلو گرفتن · کارگاه کشتی سازی · کوتاه کردن · کوته دم
  • کسر حقوق
  • تعمیر شده - فعل گذشته تعمیر
  • ناوبندر
  • (کشتی رانی) حوض خشک · حوض شناور
  • (کشتی سازی و تعمیر کشتی) حوضچه ی شناور · حوض شناور · حوضچه ی شناور
  • نوار ابزار جاسازی شده
اضافه کردن

ترجمه های "docking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه