ترجمه "doctoral" به فارسی
دکتری, پزشکی بهترین ترجمه های "doctoral" به فارسی هستند.
doctoral
adjective
دستور زبان
Relating to a doctorate. [..]
-
دکتری
You're like a doctor snorting coke to test it.
شدی مثل دکتری که کوکایین میزنه که امتحانش کنه.
-
پزشکی
Besides, he had no servant to go for a doctor.
از آن گذشته خدمت گاری نداشت که برودو پزشکی به بالینش بیاورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doctoral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "doctoral" با ترجمه به فارسی
-
دندانساز
-
متخصص امور شرکت
-
دکتر · پزشک
-
دکتر میخواهم
-
(امریکا - محلی) مورد درمان قرار گرفتن · (به منظور تقلب و غیره) دست بردن در · (دارای درجه ی دکتری در دندان سازی و دام پزشکی و سایر علوم درمانی) دندان پزشک · (دارای درجه ی دکتری در پزشکی) پزشک (MD , medical doctor هم می گویند) · (در اصل) معلم · (عامیانه) پزشکی کردن · (عامیانه)درمان کردن · (هر وسیله ی سرهم بندی شده برای انجام کارهای اضطراری) دستگاه دستکاری شده · اصلاح کردن 0 · بهبود بخشیدن · تعمیر کردن · جادو پزشک · حکیم · حکیم باشی · دارو خوردن · دارو دادن (یا زدن به) · دام پزشک D( -4 بزرگ) عنوان دکتری (که جلو نام آورده می شود - مخفف آن : .Dr) · دانا · دانشجوی طب · دانشمند · درست کردن · دستکاری کردن 1 · دكتر · دکتر · رتکد · رفو کردن · طبابت کردن 2 · طبب · طبيب · طبیب · عالم · مداوا کردن · مرمت کردن · پزشك · پزشک
-
پزشک متخصص اطفال
-
درجه دکتری · عنوان دکتری
-
(برخی قبایل بدوی) ساحر و حکیم باشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن