ترجمه "doctorate" به فارسی

دکتری, دکترا, درجه دکتری بهترین ترجمه های "doctorate" به فارسی هستند.

doctorate verb noun دستور زبان

The highest degree awarded by a university faculty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دکتری

    You're like a doctor snorting coke to test it.

    شدی مثل دکتری که کوکایین میزنه که امتحانش کنه.

  • دکترا

    I'm the youngest doctorate to ever graduate from Oxford.

    من جوونترين آدمي هستم که تا حالا با مدرک دکترا از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصيل شده.

  • درجه دکتری

    noun

    He was a Bachelor of Arts of Blodgett College,and a Doctor of Philosophy in economics of Yale.

    از کالج بلا جت لیسانس گرفته بود و از دانشگاه ییل درجه دکتری اقتصاد.

  • ترجمه های کمتر

    • درجه ی دکتری
    • دکترا (doctor's degree هم می گویند)
    • عنوان دکتری
    • مقام یا کار دکتری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doctorate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "doctorate" با ترجمه به فارسی

  • دندانساز
  • متخصص امور شرکت
  • دکتری · پزشکی
  • دکتر · پزشک
  • دکتر میخواهم
  • (امریکا - محلی) مورد درمان قرار گرفتن · (به منظور تقلب و غیره) دست بردن در · (دارای درجه ی دکتری در دندان سازی و دام پزشکی و سایر علوم درمانی) دندان پزشک · (دارای درجه ی دکتری در پزشکی) پزشک (MD , medical doctor هم می گویند) · (در اصل) معلم · (عامیانه) پزشکی کردن · (عامیانه)درمان کردن · (هر وسیله ی سرهم بندی شده برای انجام کارهای اضطراری) دستگاه دستکاری شده · اصلاح کردن 0 · بهبود بخشیدن · تعمیر کردن · جادو پزشک · حکیم · حکیم باشی · دارو خوردن · دارو دادن (یا زدن به) · دام پزشک D( -4 بزرگ) عنوان دکتری (که جلو نام آورده می شود - مخفف آن : .Dr) · دانا · دانشجوی طب · دانشمند · درست کردن · دستکاری کردن 1 · دكتر · دکتر · رتکد · رفو کردن · طبابت کردن 2 · طبب · طبيب · طبیب · عالم · مداوا کردن · مرمت کردن · پزشك · پزشک
  • پزشک متخصص اطفال
  • درجه دکتری · عنوان دکتری
اضافه کردن

ترجمه های "doctorate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه