ترجمه "documental" به فارسی
سندی, مدرکی, مستند بهترین ترجمه های "documental" به فارسی هستند.
documental
adjective
دستور زبان
Of or relating to instruction. [..]
-
سندی
adjectiveIn each drawer lay a document of considerable size all written over in Orlando's hand.
در هر کشو سندی با حجمی درخور توجه به خط ارلاندو وجود داشت.
-
مدرکی
so that it would not be too obvious that it was really a document of love.
تا کسی متوجه نشود که در واقعیت مدرکی است عاشقانه.
-
مستند
adjectiveSyria Untold documents the under-reported peace movement, which has continued despite the escalating war.
Syria Untold گزارشات جنبش صلح را مستند میکند که همچنان مخالف گسترش جنگ است.
-
مبنی برمدرک یاسند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " documental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "documental" با ترجمه به فارسی
-
استاد ومدارک قرارداد
-
اسناد مالی
-
گواهی حمل مشترک
-
مشاهده مدرک WebReady
-
سند تأیید شده
-
مشخصات سند
-
صفحه اطلاعات اسناد
-
نوشتار کارفرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن