ترجمه "documentary" به فارسی
مستند, فیلم مستند, سندی بهترین ترجمه های "documentary" به فارسی هستند.
documentary
adjective
noun
دستور زبان
A film, TV program, publication etc. which presents a social, political, scientific or historical subject in a factual or informative manner. [..]
-
مستند
adjective noundocumentary film
Now, I love penguin documentaries, but that wasn't the news of the day.
من عاشق مستند پنگوئن ها هستم اما اون موقع این خبر روز نبود.
-
فیلم مستند
documentary film
I don't usually share my documentary footage with anyone.
من معمولا نمی فیلم مستند من با هر کسی به اشتراک بگذارید.
-
سندی
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- مدرکی
- موثق
- مدلل
- (اقتصاد) اسنادی
- (سینما و تلویزیون و غیره) فیلم مستند
- وابسته به سند و مدرک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " documentary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "documentary" با ترجمه به فارسی
-
فرضیه مستند
-
اعتبار نامه اسنادی
-
ایدفا
-
روش اسنادی
-
اعتبارات اسنادی
-
سندی · فیلم مستند · مدرکی · مستند
-
برات اسنادی
-
عکاسی مستند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن