ترجمه "dodge" به فارسی

جا خالی دادن, جاخالی, طفره بهترین ترجمه های "dodge" به فارسی هستند.

dodge verb noun دستور زبان

To avoid by moving out of the way (often suddenly) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جا خالی دادن

    verb
  • جاخالی

    And lowers it when he's going to dodge, my lady.

    و وقتی می خواد جاخالی بده میاردش پایین ، بانوی من.

  • طفره

    The others could almost watch Jeff's thought processes as he tried to dodge the question.

    همه به جف نگاه میکردند و میدیدند که او سعی میکند از جواب دادن طفره برود.

  • ترجمه های کمتر

    • گریز
    • حقه
    • حیله
    • تمجمج
    • کنارکشی
    • اهمال
    • ترفند
    • کلک
    • (با تقلب یا زرنگی) از زیر کار در رفتن
    • (با حیله یا زرنگی) دوری کردن
    • (به سرعت خود را) کنار کشیدن
    • (عکاسی) سایه و روشن کردن
    • احتراز کردن
    • حیله جنگی
    • دامن دوختن
    • دم به تله ندادن
    • طفره رفتن
    • پنهان شدن
    • گريز زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dodge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dodge proper

A surname derived from a Middle English diminutive of Roger. (Typically found in the United States.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داج

    And then the camera it self identified by Dodge.

    و بعد سایمون داج قسم خورد که آن دوربین همین دوربینی است که در دادگاه نشانش دادهاند.

عباراتی شبیه به "dodge" با ترجمه به فارسی

  • اجتناب · احتراز · پرهیز
  • اجتناب · احتراز · پرهیز
  • اجتناب · احتراز · پرهیز
اضافه کردن

ترجمه های "dodge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه