ترجمه "dogged" به فارسی
لجوج, استوار, سرسخت بهترین ترجمه های "dogged" به فارسی هستند.
dogged
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of dog. [..]
-
لجوج
adjective -
استوار
adjective -
سرسخت
-
ترجمه های کمتر
- سرسختانه
- سمج
- لجوجانه
- یکدنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dogged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dogged" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن