ترجمه "doggedness" به فارسی

سرسختی, خودسری, لجبازی بهترین ترجمه های "doggedness" به فارسی هستند.

doggedness noun دستور زبان

The state of being dogged; persistence; perseverance; tenacity; stubbornness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرسختی

    noun

    and I am convinced that it was only through the Dutchman's doggedness that he pulled through.

    و من یقین دارم که تنها به واسطه سرسختی مرد هلندی بود که او جان دربرد.

  • خودسری

  • لجبازی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مداومت
    • استقامت
    • پشتکار
    • پافشاری
    • پستی
    • اصرار
    • ثبات قدم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doggedness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "doggedness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه