ترجمه "doldrums" به فارسی

رکود, ایستایی, خمودی بهترین ترجمه های "doldrums" به فارسی هستند.

doldrums noun دستور زبان

A part of the ocean near the equator, abounding in calms, squalls, and light, baffling winds, which sometimes prevent all progress for weeks; -- so called by sailors [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رکود

    noun

    But now, unless he were sofortunate as to be nominated and subsequently elected to thiscounty judgeship, defeat and political doldrums loomed ahead.

    اما اکنون اگر بخت یاری نمیکرد و او برای مسند قاضیالقضات نامزد و سپس انتخاب نمیشد، شکست و رکود سیاسی ملالآوری در پیش میداشت.

  • ایستایی

    noun
  • خمودی

  • ترجمه های کمتر

    • درجامانی
    • کسادی
    • سکون
    • افسردگی
    • (بخشی از نواحی حاره ای اقیانوس ها که کم باد و آرام بوده ودر قدیم کشتی های بادی در آنجا با سختی حرکت می کردند) سکون استوایی
    • منطقه رکود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doldrums " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "doldrums" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه