ترجمه "dole" به فارسی
سهم, قسمت, صدقه بهترین ترجمه های "dole" به فارسی هستند.
dole
verb
noun
دستور زبان
To distribute in small amounts; to share out, small portions of a meagre resource. [..]
-
سهم
nounand, forgetting her usual stinted stepmother dole of gifts,
و از یاد برده بود که چون یک نامادری تنگ نظرست بایست به او سهم معمولیش از مواهب را بخشیده باشد،
-
قسمت
noun -
صدقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- بخشش
- دستمردی
- اعانه
- حصه
- سهمیه
- مقرری
- ماتم
- درد
- (انگلیس - معمولا با: the) کمک هزینه دولتی
- (دادن پول یا خوراک به نیازمندان) اعانه
- (قدیمی) اندوه
- (قدیمی) سرنوشت
- (معمولا با: out) مقدار کم و با صرفه جویی دادن
- بخش کردن
- حقوق ایام بیکاری
- قسمت کردن
- مستمری (به ویژه کمک دولتی به بیکاران و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dole " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dole
-
کمک هزینه بیکاری
عباراتی شبیه به "dole" با ترجمه به فارسی
-
(نادر: dolesome هم می گویند) · اندوهبار · اندوهناک · سوگوار · غم انگیز · غمگین · ماتم زده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن