ترجمه "dom" به فارسی

قلمرو, بودن, (سابقا) عنوان اشخاص برجسته (در برزیل و پرتقال) بهترین ترجمه های "dom" به فارسی هستند.

dom verb noun دستور زبان

A male dominator (in sadomasochistic sexual practices); feminine domme. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلمرو

    noun
  • بودن

    verb
  • (سابقا) عنوان اشخاص برجسته (در برزیل و پرتقال)

  • ترجمه های کمتر

    • رتبه [kingdom]
    • عنوان برخی راهبان و کشیشان (به ویژه در اسپانیا و پرتقال)
    • همه ی دسته یا گروه به خصوص [officialdom]
    • وجود [martyrdom, wisdom]
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dom proper

A diminutive of the male given name Dominic [..]

+ اضافه کردن

"Dom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DOM abbreviation

Date of marriage [..]

+ اضافه کردن

"DOM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DOM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dom" با ترجمه به فارسی

  • مخفف : جمهوری دومینیکان
اضافه کردن

ترجمه های "dom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه