ترجمه "domain" به فارسی

قلمرو, حوزه, دامنه بهترین ترجمه های "domain" به فارسی هستند.

domain noun دستور زبان

A geographic area owned or controlled by a single person or organization. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلمرو

    noun

    They must pass into the domain of the Enemy far from aid.

    آنها باید به قلمرو دشمن وارد شوند که رساندن کمک به آنجا مقدور نیست.

  • حوزه

    noun

    taxonomic rank

    Just like in language and other domains, we know that it's hard for people to parse

    درست مثل زبان تکلم و حوزه های دیگه، می دونیم که برای مردم تجزیه تحلیل

  • دامنه

    noun proper

    The set of possible values that you can specify for an independent variable in a function, or for a database attribute.

    I checked the user name and password against common domain names.

    نام کاربری و پسورد رو با چند تا سرویس نام دامنه بررسی کردم

  • ترجمه های کمتر

    • حیطه
    • ملک
    • زمینه
    • حيطه
    • دامانه
    • حدود
    • (ریاضی و فیزیک) دامنه
    • تملک زمین
    • زمین ملکی
    • مالکیت مطلق
    • ملک طلق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " domain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Domain

Domain (biology)

+ اضافه کردن

"Domain" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Domain در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "domain" با ترجمه به فارسی

  • حیطه عاطفی، حیطه تأثیر
  • دامنه مقبول
  • کنترل کننده دامنه
  • دامنه سطحدوم
  • دامنه اینترنتی · نامی اختصاصی که سایتی را مشخص میکند مانند Irpedia.com.
  • (حقوق - حق دولت یا حکومت مبنی بر تصاحب ملک افراد به قیمت عادلانه برای مقاصد عام المنفعه مثل راهسازی) حق خرید اجباری
  • دامنه سطحبالای عمومی
  • (کتاب و صفحه و فیلم و غیره) حق چاپ (یا تکثیر و غیره) غیر محفوظ · خالصه · زمین دولتی · زمین همگانی · مالکیت عمومی · همگانی
اضافه کردن

ترجمه های "domain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه