ترجمه "dome" به فارسی

گنبد, قبه, قله بهترین ترجمه های "dome" به فارسی هستند.

dome verb noun دستور زبان

A common structural element of architecture that resembles the hollow upper half of a sphere. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنبد

    noun

    architectural element [..]

    You go close the dome and I'll hold them off.

    تو برو گنبد رو ببند و منم اونارو دست به سرشون مي کنم.

  • قبه

    noun

    which usually leads strangers to stand up and endeavor to catch sight of the dome of St. Peter's

    و در کالسکه بلند شده و به طرف آن شهر قدیم تماشا میکنند تا ببیند که قبه کلیسای معروف سنتپتر را میتوانند مشاهده نمایند،

  • قله

    noun

    Boulders, rocks — if anything, it looks more like the Half Dome in Yosemite

    بُلدرز، سنگ— بیشتر شبیه قله «هف دام»

  • ترجمه های کمتر

    • قصر
    • باقلا
    • چکاد
    • (خودمانی) کله
    • (زمین شناسی) چین تاقدیس (به ویژه اگر گنبد مانند باشد)
    • (شعر قدیم) کاخ
    • (مهجور) کلیسا
    • (مکانیک) سرپیچ فنر
    • (هرچیز گنبد مانند) طاق گرد
    • با گنبد پوشاندن
    • تاقدیس کردن یا شدن 0
    • توپی ملخ (هواپیما و غیره)
    • جای گرد
    • رشته فرنگی
    • سر (انسان)
    • ورزشگاه (دارای طاق گرد)
    • گنبددار کردن
    • گنبدسان کردن یا شدن
    • گنبدمانند کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dome " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dome
+ اضافه کردن

"Dome" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dome در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "dome"

عباراتی شبیه به "dome" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dome" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه