ترجمه "Domestic" به فارسی

خاندان، خانواده، اهل بیت, داخلی, خانگی بهترین ترجمه های "Domestic" به فارسی هستند.

Domestic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاندان، خانواده، اهل بیت

  • داخلی

    adjective

    what we know best as Gross Domestic Product,

    آنچه ما آن را تولید ناخالص داخلی می نامیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Domestic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

domestic adjective noun دستور زبان

Of or relating to the home. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانگی

    adjective

    He had been profoundly shaken by a domestic tragedy.

    یک فاجعهٔ خانگی او را عمیقا تکان داده بود.

  • داخلی

    adjective

    Support private investment in Africa, both domestic and foreign.

    یعنی از سرمایه گذاری خصوصی در آفریقا، چه سرمایه گذاری داخلی چه خارجی، حمایت کنیم.

  • خانوادگی

    adjective

    There are always petty fatalities of the sort which complicate domestic dramas.

    همیشه از این گونه پیشآمدهای مقتدر با وقایع خانوادگی میآمیزند.

  • ترجمه های کمتر

    • اهلی
    • بومی
    • رام
    • نوکر
    • پیشخدمت
    • پتوها
    • کاروطن
    • وطنی
    • کلفت
    • درونی
    • (جمع) محصولات وطنی
    • (جمع) ملافه ها
    • (وابسته به خانه) منزل
    • آشپز (منزل)
    • اهل خانه و زندگی
    • اهل و عیال دوست
    • حوله ها
    • درون مرزی
    • ساخت میهن
    • علاقه مند به خانه و خانواده ی خود
    • مستخدم (خانه)
    • کالاهای بومی

تصاویر با "Domestic"

عباراتی شبیه به "Domestic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Domestic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه