ترجمه "dominion" به فارسی

قلمرو, حکومت, سلطه بهترین ترجمه های "dominion" به فارسی هستند.

dominion noun دستور زبان

power or the use of power; sovereignty over something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلمرو

    noun

    By this oblique motion, the island is conveyed to different parts of the monarch's dominions.

    با این حرکت مورب جزیره را به نقاط مختلف قلمرو سلطان میبرند.

  • حکومت

    noun

    for sauron will have dominion over all life on this earth

    و سايرون بر تمامي حيات روي زمين حکومت خواهد کرد

  • سلطه

    one and all, he watched them pass under the dominion of the man in the red sweater.

    باک شاهد بود که این سگها، یکی پس از دیگری، تحت سلطه مرد سرخپوش در آمدند.

  • ترجمه های کمتر

    • سرزمین
    • فرمانروایی
    • ناحیه
    • بلوک
    • مالکیت
    • حاکمیت
    • آبادگان
    • دومینیون
    • مستعمره
    • چیری
    • (سابقا - D بزرگ) کشور خود مختار (و عضو کشورهای مشترک المنافع بریتانیا)
    • (سرزمین تحت حکومت یا قیومیت) قلمرو
    • حق مالکیت
    • حکم فرمایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dominion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dominion proper noun

any of the self-governing nations of the British Commonwealth [..]

+ اضافه کردن

"Dominion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dominion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dominion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dominion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه