ترجمه "domino" به فارسی

روبند, (جمع با فعل مفرد) بازی دومینو, (ماسک سیاه که فقط بخش فوقانی چهره را می پوشاند) نیم نقاب بهترین ترجمه های "domino" به فارسی هستند.

domino verb noun دستور زبان

(games) A tile divided into two squares, each having 0 to 6 dots or pips (as in dice), used in the game of dominoes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روبند

  • (جمع با فعل مفرد) بازی دومینو

  • (ماسک سیاه که فقط بخش فوقانی چهره را می پوشاند) نیم نقاب

  • ترجمه های کمتر

    • باشلق نقابدار
    • رخپوش کوچک
    • مهره یا تخته ی دومینو (که روی یک پهنه ی آن از یک تا شش نقطه حک شده است)
    • کسی که این رخپوش و روپوش را بپوشد - - روپوش گشاد و کلاهدار (که با ماسک در بالماسکه ها و غیره می پوشند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " domino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Domino noun

United States rhythm and blues pianist and singer and composer (born in 1928)

+ اضافه کردن

"Domino" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Domino در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "domino"

عباراتی شبیه به "domino" با ترجمه به فارسی

  • دومینو
  • این نظریه : اگر یک مهره ی ساختار برداشته شود همه ی آن ساختار فرو می ریزد - اگر یک کشور به دست کمونیست ها بیافتدکشورهای مجاور نیز سقوط خواهند کرد · تئوری دومینو · نظریه ی دومینو
  • اثر دومینو
اضافه کردن

ترجمه های "domino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه