ترجمه "donor" به فارسی
بخشنده, دهنده, اهداکننده بهترین ترجمه های "donor" به فارسی هستند.
donor
noun
دستور زبان
One who donates, typically, money. [..]
-
بخشنده
one who donates
i just, uh, convinced a couple of bigwig donors
من فقط یه جفت از بخشنده های بزرگ را متقاعد کردم که واقعا دنیا احتیاج داره چیرو بیشتر از
-
دهنده
noundopant atom that, when added to a semiconductor, can form a n-type region
The trustees and the donors, they have to be on board also.
امانت دار و امانت دهنده هم بايد تو جلسه حضور داشته باشند.
-
اهداکننده
I just need a donor with the same blood type or something, right?
بايد اهداکننده فقط گروه خونيش مشابه من باشه ديگه ؟
-
ترجمه های کمتر
- اهداگر
- بخششگر
- (به ویژه در مورد اهدای خیرات یا خون یا اعضای بدن و غیره برای پیوندزنی) دهنده
- (فیزیک - اتمی که یک جفت الکترون به اتم دیگری می دهد و با آن covalent bond تشکیل می دهد) دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " donor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "donor"
عباراتی شبیه به "donor" با ترجمه به فارسی
-
جانوران دهنده
-
دهنده الکترون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن