ترجمه "doodad" به فارسی

چیز, خرمهره, اسمش بهترین ترجمه های "doodad" به فارسی هستند.

doodad noun دستور زبان

A thing (used in a vague way to refer to something whose name one cannot recall); especially an unspecified gadget, device, or part. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چیز

    noun
  • خرمهره

  • اسمش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خنزر پنزر، چیز میز
    • (عامیانه)
    • (نام چیزی که اسمش فراموش شده است) فلان چیز
    • (چیز بی ارزش و گاهی زینتی) زیورآلات ارزان
    • خرت و پرت
    • فلان چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doodad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "doodad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه