ترجمه "doodle" به فارسی

ابله, دستمالی, فریفتن بهترین ترجمه های "doodle" به فارسی هستند.

doodle verb noun دستور زبان

(dated) A fool, a simpleton, a mindless person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    noun
  • دستمالی

    noun
  • فریفتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تقلا
    • (موسیقی - عامیانه) به طور خودمانی و دوستانه نواختن
    • (هنگام گوش دادن به نطق و غیره بدون هدف روی کاغذ عکس کشیدن یا نوشتن) خطخطی کردن
    • برای دوستان نواختن
    • خطخطی (شده)
    • سروصدا کردن
    • ول گشتن
    • کار بی معنی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doodle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "doodle" با ترجمه به فارسی

  • صدای بانگ خروس · قل قلولو · قوقولی قو · قوقولی قوقو
  • سرود یانکی دودل (که از دوران انقلاب تا کنون در امریکا محبوب بوده است)
اضافه کردن

ترجمه های "doodle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه