ترجمه "Doom" به فارسی
رستاخیز, سرنوشت, فنا بهترین ترجمه های "Doom" به فارسی هستند.
Doom
proper
(video games, trademark) A popular first-person shooter video game, often regarded as the father of the genre. [..]
-
رستاخیز
nounرستاخیز (بازی رایانهای)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Doom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
doom
verb
noun
دستور زبان
(countable, historical) A law. [..]
-
سرنوشت
nounJust as I myself am doomed most probably.
همان طور که سرنوشت خود محتوم است به احتمال خیلی زیاد.
-
فنا
nounIf you wake Mikael, we are all doomed.
اگه مايکل رو بيدار کني ، هممون به فنا ميريم.
-
حکم
noundissent leads to division and division leads us to doom
جدا شدن راهنما براي تقسيم بخش و جدا شدن راهنما براي حکم مجازات
-
ترجمه های کمتر
- داوری
- محکومیت
- محشر
- دستور
- به سرنوشت بد دچار کردن
- پاداَفرَه
- بدآیند
- بدشگونی
- فرمان
- مقرره
- نصیب
- قسمت
- (در اصل) حکم
- تنبیه کردن
- حکم مجازات
- داوری کردن
- دچار عقوبت کردن
- رجوع شود به doum
- روز حساب
- روز داوری
- روز رستاخیر
- روز قیامت
- سرنوشت بد
- سرنوشت شوم
- قضاوت (به ویژه در مورد اتهام)
- محکوم به شکست کردن
- محکوم کردن
- مقدر شدن
عباراتی شبیه به "Doom" با ترجمه به فارسی
-
دوم متال
-
رجیم · مقدر · ملعون
-
آغاز رستاخیز · روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز قیامت · محشر
-
محکوم کردن، کیفر دادن، مجازات کردن، به یاسا رساندن
-
دث-دوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن