ترجمه "dormancy" به فارسی
خفتگی, رکود, انيدروبيوز بهترین ترجمه های "dormancy" به فارسی هستند.
dormancy
noun
دستور زبان
Quiet and inactive restfulness, the state of being dormant; quiescence. [..]
-
خفتگی
state of minimized physical activity of an organism
-
رکود
nounIt wasn't an accusing, protesting silence as much as a sort of estivation, a dormancy
سکوتی متهم کننده و معترض نبود بلکه بیشتر به رخوت تابستانی و رکود شباهت داشت.
-
انيدروبيوز
-
ترجمه های کمتر
- بیحرکتی
- خوبیدگی
- سکون
- کمون
- بیکاری
- ایست
- استراحت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dormancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dormancy" با ترجمه به فارسی
-
قطع خفتگی
-
شکنندههای خفتگی
-
خفتگي بذر
-
خفتگی جوانه
-
استراحت (خفتگی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن