ترجمه "doughy" به فارسی
خمیرسان, خمیری, (به ویژه پوست بدن) بدرنگ و ناسالم بهترین ترجمه های "doughy" به فارسی هستند.
doughy
adjective
دستور زبان
having the characteristics of dough especially in appearance or consistency: as [..]
-
خمیرسان
-
خمیری
-
(به ویژه پوست بدن) بدرنگ و ناسالم
-
ترجمه های کمتر
- (نان) نیمه - پخته
- خمیر مانند
- شل و ول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doughy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "doughy" با ترجمه به فارسی
-
حالت خمیری · نرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن