ترجمه "doughnut" به فارسی
دونات, پیراشکی, وزنه بهترین ترجمه های "doughnut" به فارسی هستند.
doughnut
noun
دستور زبان
(derogatory slang) A fat person. [..]
-
دونات
deep-fried piece of dough or batter
Would you like me to get coffee and a doughnut?
دوست دارين براتون قهوه و دونات بيارم ؟
-
پیراشکی
noundessert food
My aunt found him smuggling doughnuts into his room yesterday.
دیروز وقتی داشت چند تا پیراشکی رو دزدکی به اتاقش میبرد خاله مچشو گرفت.
-
وزنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (شیرینی بزرگ و حلقوی) نان کماجی
- مته کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doughnut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "doughnut"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن