ترجمه "downhearted" به فارسی
افسرده, دلسرد, مایوس بهترین ترجمه های "downhearted" به فارسی هستند.
downhearted
adjective
sad [..]
-
افسرده
adjective -
دلسرد
adjectiveIn the months that followed, Hitoshi became downhearted over his employment prospects.
پس از گذشت چند ماه، هیتوشی نسبت به آیندهٔ کاری خود کاملاً دلسرد و ناامید شده بود.
-
مایوس
-
ترجمه های کمتر
- پکر
- سردرگریبان
- دژم
- تاریک
- تیره
- دل افسرده
- دل افسردگی
- دل شکسته
- غم زده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " downhearted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن